ابو القاسم سلطانى
306
دايرة المعارف طب سنتى ( گياهان دارويى ) ( فارسى )
تاريخچه : لبلاب معادل سريانى آن " حبيلبلا " Hhebilbela اسم عام براى گياهانى است كه از درختان مجاور خود بالا مىروند چنانچه در كامل العلائى آمده است " لبلاب صنف من الحشايش يلتف على الاشجار " اهم اين گياهان عبارتند از : 1 - گياه مورد بحث كه ديوسكوريد آن را Kissos ناميده و به قسوس و خيسوس معرب و چون ارتفاع آن گاهى به 30 متر نيز مىرسد به نام لبلاب كبير يا حبل المساكين معروف شده است ( دياسقوريدوس م - 2 ص 230 ش 178 ) . 2 - Convolvulus arvensis L . كه در كتب سنتى با اسامى لبلاب صغير ، حلبلوب ، حلبلاب آمده و به يونانى آن را Helexine ناميده و به القسينى معرب شده است ( دياسقوريدوس م 4 - ص 323 ش 133 ) . 3 - Linaria elatini Mill كه به يونانى Elatine و در طب سنتى به الاطينى معروف بوده و امروزه آن را لبلاب احرش مىنامند . صاحب مخزن آن را ذيل لبلاب و با نام شحميه و سراويل الطوال مشخص نموده است ( رجوع شود به دياسقوريدوس م - 4 ش 34 ) . 4 - Calystegia sepium ( L . ) R . Br كه به قريوله و لبلاب معروف شده است و در كتاب دياسقوريدوس م - 4 ص 556 با عنوان ميلفص آمده است . اين گياهان در بعضى كتب سنتى ذيل قسوس و در مخزن الادويه ذيل لبلاب شرح آنها آمده است . قدما درباره ماهيت گياه چنين گفتهاند : لبلاب نوعى از آن بزرگ است و حبل المساكين ناميده مىشود و آن لبلاب كبير است كه قسوس ناميده مىشود و از درخت بالا مىرود و به رومى الكسينى Helexini ' ' به سريانى حبلبلا به پارسى نويج و به سيستانى نژك ناميده مىشود ( ابو ريحان : 1 * ) . قسوس معروف به حبل المساكين و آن لبلاب كبير است كه از درختان و غيره بالا مىرود ( ابن بيطار : 2 * ) . لبلاب به عربى حبل المساكين و عشقه و به يونانى قسوس و به فرانسه لير گرمپان [ Lierre grimpant ] نامند ( سلطان الحكماء : 3 * ) . Hedera helix L . ( شليمر : 4 * ) . پزشكان قديم درباره خواص درمانى آن چنين مىنويسند : براى زخم روده خوب است و بايد دو بار در روز از آن مصرف نمود . اگر آن را كوبيده با موم مذاب و روغن زيتون مخلوط نمايند در سوختگى با آتش موثر است . ماليدن پخته شده برگ آن در سركه درد سپرز را تسكين مىدهد و چكاندن مخلوط افشره آن با روغن سوسن ( ايرسا ) و عسل و يا مخلوط آن با سركه و روغن گل سرخ در بينى ، سردرد مزمن را بر طرف مىكند و مخلوط آن با روغن زيتون آرامكننده درد گوش و گشايندهگير آن و درمانكننده چرك گوش است ( ديوسكوريد : 5 * ) از آن براى تهيه داروهاى مسكن ، ضد سرفه و مرهمها استفاده مىشود .